پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷۶

زان شوخ دل به نامه و پیغام شاد نیست

بر گفته و نوشتهٔ او اعتماد نیست

ای کعبهٔ امید به فریاد من برس

کشتی‌نشین شوقم و باد مراد نیست

درد شراب را چو قدح جا دهم بچشم

چون من کسی به میکده صاف اعتقاد نیست

پرهیز کن ز صحبت او این صلاح توست

یک قطره خون دختر رز بی‌فساد نیست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۷۸شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
  2. شمارهٔ ۷۹سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست
  3. شمارهٔ ۸۰کسی که روی تو را لاله‌زار ساخته است
  4. شمارهٔ ۸۱چرا زاهد از بزم رندان نفور است
  5. شمارهٔ ۸۲شب فراق ر بس عرصه بر دلم تنگ است
  6. شمارهٔ ۸۳صحبت غیر با او درگیر است
  7. شمارهٔ ۸۴ز هجران در دل تنگم فضا نیست
  8. شمارهٔ ۸۵ندانم عشق غارتگر کجایی است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.