شمارهٔ ۷۴
یار رفت و جان زاری مانده است
جان شده چشم نزاری مانده است
بس که از سودای زلفت کاستم
استخوانم شانهواری مانده است
شام شد دل برنگشت از کوی او
غالباً از بهر کاری مانده است
زخم پهلویم نخواهد به شود
گر خدنگش یادگاری مانده است
یار رفت و جان زاری مانده است
جان شده چشم نزاری مانده است
بس که از سودای زلفت کاستم
استخوانم شانهواری مانده است
شام شد دل برنگشت از کوی او
غالباً از بهر کاری مانده است
زخم پهلویم نخواهد به شود
گر خدنگش یادگاری مانده است
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.