پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷۲

سرو من دوش در اطراف گلستان می‌گشت

از پیش سرو چمن بر زده دامان می‌گشت

امتحاناً تو اگر تیغ علم می‌کردی

جوهر جرئت عشاق نمایان می‌گشت

دست شستم ز سلامت به بلا غرقه شدم

قطرهٔ اشک من آن روز که طوفان می‌گشت

چه بلا شور به سر داشت دل من امشب

کاسهٔ داغ به فک کرده نمکدان می‌گشت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۷۴یار رفت و جان زاری مانده است
  2. شمارهٔ ۷۵شب که صحبت به غم دوری احباب گذشت
  3. شمارهٔ ۷۶زان شوخ دل به نامه و پیغام شاد نیست
  4. شمارهٔ ۷۷از تغافل‌های او تنها دلم ناشاد نیست
  5. شمارهٔ ۷۸شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
  6. شمارهٔ ۷۹سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست
  7. شمارهٔ ۸۰کسی که روی تو را لاله‌زار ساخته است
  8. شمارهٔ ۸۱چرا زاهد از بزم رندان نفور است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.