پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷۰

نپرسی حال ما ای بی‌مروت

خدا پرسد تو را ای بی‌مروت

دو روزش بیش نبود دولت حسن

مروت کن به ما ای بی‌مروت

به کار مردم بیگانه کردی

نگاه آشنا ای بی‌مروت

مروت می‌کنی لیکن نه با من

نمی‌دانم چرا ای بی‌مروت

به‌در کردی مرا از خلوت دل

کرا خواندنی کرا ای بی‌مروت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۷۲سرو من دوش در اطراف گلستان می‌گشت
  2. شمارهٔ ۷۳آن را که با تمیز بود یک پشیز نیست
  3. شمارهٔ ۷۴یار رفت و جان زاری مانده است
  4. شمارهٔ ۷۵شب که صحبت به غم دوری احباب گذشت
  5. شمارهٔ ۷۶زان شوخ دل به نامه و پیغام شاد نیست
  6. شمارهٔ ۷۷از تغافل‌های او تنها دلم ناشاد نیست
  7. شمارهٔ ۷۸شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
  8. شمارهٔ ۷۹سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.