پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶۴

دلم از هجر رویش بس غمین است

مصیبت‌خانهٔ روی زمین است

بیاریدش به پهلویم نشانید

علاج درد پهلوی من این است

به سرخاکی که از کوی تو کردم

مرا سرمایهٔ دنیا و دین است

میفشان دست از مستانه دیگر

که چندین جان تو را در آستین است

ندارد زار روی سیر گلشن

دل دیوانه‌ام گلشن‌نشین است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶۶جانانه به ما گه نظری گه گذری داشت
  2. شمارهٔ ۶۷در محبت این خرابی‌ها که من دارم بس است
  3. شمارهٔ ۶۸سینه‌ای باغ و داغ تو گل اوست
  4. شمارهٔ ۶۹عیش بیرون رفت و غم در دل به سلطانی نشست
  5. شمارهٔ ۷۰نپرسی حال ما ای بی‌مروت
  6. شمارهٔ ۷۱خوبی من اشک گلگون من است
  7. شمارهٔ ۷۲سرو من دوش در اطراف گلستان می‌گشت
  8. شمارهٔ ۷۳آن را که با تمیز بود یک پشیز نیست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.