پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵۵

همه عمرم به درد غم گذشت است

عزیزان بر کسی این هم گذشت است

به حسرت‌های بیش از پیش مردم

به این درد از جهان کس کم گذشت است

ز فوت آرزو وز مرگ امید

مرا یک عمر در ماتم گذشت است

نمک باری بپاشید ای عزیزان

که کار داغم از مرهم گذشت است

گذشت از سینه‌ام تیر نگاهی

کزو کار دلم از هم گذشت است

تو ماندی بی‌خبر با آنکه اشکم

چو طوفان از سر عالم گذشت است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۷این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است
  2. شمارهٔ ۵۸عاشقان را گزند بسیار است
  3. شمارهٔ ۵۹عشق سوزم در استخوان انداخت
  4. شمارهٔ ۶۰گر زهر دهی شکر توان گفت
  5. شمارهٔ ۶۱به پلوی من تیر یارم نشسته است
  6. شمارهٔ ۶۲سر به سودای تو دارم که تجارت این است
  7. شمارهٔ ۶۳خون من جوشید تا آن دست و پا را دیده است
  8. شمارهٔ ۶۴دلم از هجر رویش بس غمین است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.