پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۸

زین که تب کرده‌ام به درد طلب

می‌جهد نبض من ز جوش طرب

کرده بیمار چشم شوخ توام

گر غزالی‌ست نبض من چه عجب

سالک از بخت تیره افتد پیش

راه بسیار طی شود در شب

چند هم‌زانوی تو بنشیند

گردن شیشه بشکند یا رب

هچو جان در برم بیا یک‌دم

کز غمت کرده‌ام تهی قالب

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۰چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب
  2. شمارهٔ ۵۱همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب
  3. شمارهٔ ۵۲از شانه گر برون فتدم شاند وار دست
  4. شمارهٔ ۵۳جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
  5. شمارهٔ ۵۴مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
  6. شمارهٔ ۵۵همه عمرم به درد غم گذشت است
  7. شمارهٔ ۵۶نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت
  8. شمارهٔ ۵۷این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.