پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵۱

همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب

همچو من نیست درین غمکده کس دردنصیب

یک‌نفس نیست دل من ز کدورت خالی

آه صد آه ازین آینهٔ گَردنصیب

در ازل مهر بتان گشته نصیبم واقف

چه توان کرد به چیزی که خدا کرد نصیب

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۳جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
  2. شمارهٔ ۵۴مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
  3. شمارهٔ ۵۵همه عمرم به درد غم گذشت است
  4. شمارهٔ ۵۶نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت
  5. شمارهٔ ۵۷این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است
  6. شمارهٔ ۵۸عاشقان را گزند بسیار است
  7. شمارهٔ ۵۹عشق سوزم در استخوان انداخت
  8. شمارهٔ ۶۰گر زهر دهی شکر توان گفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.