پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۵

کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا

چو صبح چاکِ گریبان شگفته کرد مرا

گشاد در قدمِ سروِ جامه‌زیبِ من است

به یاد گوشهٔ دامان شگفته کرد مرا (یعنی چی؟)

مرا ز خندهٔ صبحِ بهار، دل نشگفت

خیال آن لب خندان شگفته کرد مرا

نگشت تازه دماغم ز نکهت سنبل

نسیم طرّهٔ جانان شگفته کرد مرا

به گرد غنچهٔ من ای صبا چه می‌گردی

نفس مسوز که نتْوان شگفته کرد مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  2. شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما
  3. شمارهٔ ۱۹درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را
  4. شمارهٔ ۲۰از کجا می‌آیی ای غارتگر جان از کجا
  5. شمارهٔ ۲۱ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما
  6. شمارهٔ ۲۲به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا
  7. شمارهٔ ۲۳بسمل نمود آرزوی تیغ او مرا
  8. شمارهٔ ۲۴ای که بستی کمر از بهر دل ‌آزاری ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.