پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۹

درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را

زود مسلسل کنید این دل دیوانه را

در دلم از رفتنت هیچ صفایی نماند

رفتی و بردی به خود رونق این خانه را

سبحه گذارد ز کف، جام گذارد به کف

زاهد اگر بنگرد گریهٔ مستانه را

دین و دل و صبر و هوش جمله به یغما بَرَد

چشم تو چون سر کند غارت ترکانه را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما
  2. شمارهٔ ۲۲به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا
  3. شمارهٔ ۲۳بسمل نمود آرزوی تیغ او مرا
  4. شمارهٔ ۲۴ای که بستی کمر از بهر دل ‌آزاری ما
  5. شمارهٔ ۲۵در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده را
  6. شمارهٔ ۲۶کس چه کند این دل آواره را
  7. شمارهٔ ۲۷زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
  8. شمارهٔ ۲۸نتَوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.