پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸

نتَوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا

چه مجال است که گردد شکر از شیر جدا

هیچ‌کس نیست به زندانِ غمت بی‌شیون

منِ دیوانه جدا نالم و زنجیر جدا

چند در گوشهٔ ویرانه خرابم دارد

بیم سیلاب جدا و غم تعمیر جدا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۰هست آرزوی بوسه‌ای از تو من دل‌ریش را
  2. شمارهٔ ۳۱نوبهار است و ندارم دلِ خشنود بیا
  3. شمارهٔ ۳۲توان داشت معذور در گردشم
  4. شمارهٔ ۳۳خستهٔ عشقیم و می‌سوزد دل غمگین ما
  5. شمارهٔ ۳۴تا فرود آمدی به خانهٔ ما
  6. شمارهٔ ۳۵می‌روی و حسرت بسیار می‌ماند به جا
  7. شمارهٔ ۳۶ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را
  8. شمارهٔ ۳۷داغ تو ز بس گداخت ما را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.