پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۵

می‌روی و حسرت بسیار می‌ماند به جا

چشم خون‌بار و دل افگار می‌ماند به جا

دردمندی را کنی تسلیم زنهار ای فلک

بستر و بالین ازین بیمار می‌ماند به جا

گر چنین باران اشک ما پیاپی می‌رسد

نی درِ این خانه نی دیوار می‌ماند به جا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۷داغ تو ز بس گداخت ما را
  2. شمارهٔ ۳۸سر کنم در وصف گیسوی تو هر جا خامه را
  3. شمارهٔ ۳۹مگْذار به دل دگر امل را
  4. شمارهٔ ۴۰می خورده با رقیب برافروختی چرا
  5. شمارهٔ ۴۱کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مرا
  6. شمارهٔ ۴۲شد اسیرِ آن زنخندان دیده و دانسته دل
  7. شمارهٔ ۴۳خداوندا ترحّم را بگو این سختگیران را
  8. شمارهٔ ۴۴سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.