پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۷

داغ تو ز بس گداخت ما را

نابود چو شمع ساخت ما را

امّید نوازش از فلک بود

آخر به زبان نواخت ما را

درد تو چه‌ها به جان من کرد

ای کاش نمی‌شناخت ما را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۹مگْذار به دل دگر امل را
  2. شمارهٔ ۴۰می خورده با رقیب برافروختی چرا
  3. شمارهٔ ۴۱کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مرا
  4. شمارهٔ ۴۲شد اسیرِ آن زنخندان دیده و دانسته دل
  5. شمارهٔ ۴۳خداوندا ترحّم را بگو این سختگیران را
  6. شمارهٔ ۴۴سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را
  7. شمارهٔ ۴۵ای بسته کمر شکست ما را
  8. شمارهٔ ۴۶از کاوش مژگان تو در سینه دارم خارها
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.