پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۵

ای بسته کمر شکست ما را

برهم‌زده بند و بست ما را

از دست تو کار ما شد از دست

بگذار ز دست، دست ما را

تا دید رقیب داغ گردید

با لاله‌رخان نشست ما را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۷دام می‌بافند صیادان برای عندلیب
  2. شمارهٔ ۴۸زین که تب کرده‌ام به درد طلب
  3. شمارهٔ ۴۹خوار شدیم از وفا در سر کوی حبیب
  4. شمارهٔ ۵۰چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب
  5. شمارهٔ ۵۱همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب
  6. شمارهٔ ۵۲از شانه گر برون فتدم شاند وار دست
  7. شمارهٔ ۵۳جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
  8. شمارهٔ ۵۴مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.