پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۱

کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مرا

شمع‌آسا چشم بی‌خوابی که می‌سوزد مرا

با که می ‌خوردی که من از آتش رشکم کباب

می‌زند موج از رخت آبی که می‌سوزد مرا

می‌توان ساقی ز می آبی زدن بر آتشم

بی تو امشب هست مهتابی که می‌سوزد مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۳خداوندا ترحّم را بگو این سختگیران را
  2. شمارهٔ ۴۴سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را
  3. شمارهٔ ۴۵ای بسته کمر شکست ما را
  4. شمارهٔ ۴۶از کاوش مژگان تو در سینه دارم خارها
  5. شمارهٔ ۴۷دام می‌بافند صیادان برای عندلیب
  6. شمارهٔ ۴۸زین که تب کرده‌ام به درد طلب
  7. شمارهٔ ۴۹خوار شدیم از وفا در سر کوی حبیب
  8. شمارهٔ ۵۰چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.