شمارهٔ ۴۲
شد اسیرِ آن زنخندان دیده و دانسته دل
من چه سازم چارهٔ این خود به چاه افتاده را
راست گو ای سرو قامت از کدامین گلشنی
نقش پایت شاخ گل کرده است مد جاده را
کی به خون چون منی دفع خمارش میشود
هست یار من که آب ساده داند باده را
شد اسیرِ آن زنخندان دیده و دانسته دل
من چه سازم چارهٔ این خود به چاه افتاده را
راست گو ای سرو قامت از کدامین گلشنی
نقش پایت شاخ گل کرده است مد جاده را
کی به خون چون منی دفع خمارش میشود
هست یار من که آب ساده داند باده را
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.