شمارهٔ ۳۰
هست آرزوی بوسهای از تو من دلریش را
چیزی بده درویش را چیزی مگو درویش را
مجنون و خوار و ابترم غوغای طفلان بر سرم
خواهم که از کویت برم جای دگر تشویش را
آن هر دو چشم دل گسل کردند خونم را بهل
رحمی نمیباشد به دل ترکان کافرکیش را
هست آرزوی بوسهای از تو من دلریش را
چیزی بده درویش را چیزی مگو درویش را
مجنون و خوار و ابترم غوغای طفلان بر سرم
خواهم که از کویت برم جای دگر تشویش را
آن هر دو چشم دل گسل کردند خونم را بهل
رحمی نمیباشد به دل ترکان کافرکیش را
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.