پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵

در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده را

سرخ پوشیدن مناسب نیست ماتم‌دیده را

خنده صرف دردمندانِ دگر کن گو لبش

نیست حاجت با نمک داغ من شوریده را

از سفر کی پخته گردد هر که باشد خام طبع

طفل می‌دانیم ما اشک جهان گردیده را

تا ببوسد گریهٔ من پای سبزان چمن

منصب میرآبیِ گلزار دادم دیده را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۷زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
  2. شمارهٔ ۲۸نتَوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا
  3. شمارهٔ ۲۹بگو به آن مژه‌ها تا زنند تیر مرا
  4. شمارهٔ ۳۰هست آرزوی بوسه‌ای از تو من دل‌ریش را
  5. شمارهٔ ۳۱نوبهار است و ندارم دلِ خشنود بیا
  6. شمارهٔ ۳۲توان داشت معذور در گردشم
  7. شمارهٔ ۳۳خستهٔ عشقیم و می‌سوزد دل غمگین ما
  8. شمارهٔ ۳۴تا فرود آمدی به خانهٔ ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.