پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳

همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را

کند می‌گردد درین دعوی زبان شمشیر را

نیست ممکن صلح دادن شعله و مو را به هم

بر کمر بستی نمی‌دانم چه‌سان شمشیر را

گر نه پیش ابروی او می‌کند اظهار عجز

خس چرا باشد ز جوهر در دهان شمشیر را

حرف پیچ و تاب چین ابروی خون‌ریز او

هست از جوهر مسلسل بر زبان شمشیر را

می‌کند بر سوزن مژگان برای کشتنم

چشم او هردم ز ابرو امتحان شمشیر را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  2. شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
  3. شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  4. شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما
  5. شمارهٔ ۱۹درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را
  6. شمارهٔ ۲۰از کجا می‌آیی ای غارتگر جان از کجا
  7. شمارهٔ ۲۱ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما
  8. شمارهٔ ۲۲به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.