پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲

از پا فکنده قامت رعنای او مرا

بر سر چه آمده است ز بالای او مرا

بی‌تاب می‌شوم چو نبینمش دمی (ایرداد وزنی)

با آنکه نیست تاب تماشای او مرا

کرده است گرم مجلس اغیار شمع من

داغم که سوخت گرمی بی‌جای او مرا

هوشم تمام در سر زلفش به باد رفت

سرمایه‌ای نماند ز سودای او مرا

دل از کجای او بکنم آه چون کنم

دلتنگی است با همه اعضای او مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۴پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا
  2. شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  3. شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
  4. شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  5. شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما
  6. شمارهٔ ۱۹درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را
  7. شمارهٔ ۲۰از کجا می‌آیی ای غارتگر جان از کجا
  8. شمارهٔ ۲۱ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.