پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳

نکشد یار از غرور مرا

کشتن خویش شد ضرور مرا

نمک‌ خنده‌اش چو یاد آریم

گریه می‌آورد به شور مرا

زاری‌ام بر تو دست خواهد یافت

نیست هرچند دستِ زور مرا

غیر از شکّر تو کام گرفت

خوردن زهر شد ضرور مرا

کرد دیوانه ساق خوبانم

سنگ باید زد از بلور مرا

همچو سوغات می‌فرستد چرخ

محنت غم ز راه دور مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵نمک خوان دل فگاران است
  2. شمارهٔ ۶خوگر وصل چه داند غم مهجوری را
  3. شمارهٔ ۷چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا
  4. شمارهٔ ۸کی دلِ خشنود می‌باید مرا
  5. شمارهٔ ۹بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما
  6. شمارهٔ ۱۰چشمش از یک نگاه کشت مرا
  7. شمارهٔ ۱۱کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
  8. شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.