پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷

چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا

نالم اگر مسیح بود همنفس مرا

نو آمدم به دام تو زودم چه می‌کشی

بگذار یک دو روز به کنج قفس مرا

کاهیده‌ام ز ذوق چمن بلبلی کجاست

کز بهر آشیان ببرد همچو خس مرا

با آنکه مقتدای صف عاشقان شدم

پنداری از جماعهٔ اهل هوس مرا

صاحبدلان ز محنت همره فغان کنید

یاد است این سخن ز زبان جرس مرا

کاسد متاعِ رشتهٔ بازارِ هستی‌ام

یوسف اگر شوم نخرد هیچ‌کس مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۹بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما
  2. شمارهٔ ۱۰چشمش از یک نگاه کشت مرا
  3. شمارهٔ ۱۱کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
  4. شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا
  5. شمارهٔ ۱۳همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را
  6. شمارهٔ ۱۴پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا
  7. شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  8. شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.