پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹

بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما

بستر بیمار گردد صفحهٔ تصویر ما

سختگیران جهان هرجا که بوده است آهنی

گرد کردند از برای حلقهٔ زنجیر ما

از چه می‌گردی به گرد غنچهٔ ما ای صبا

از شکفتن ننگ دارد خاطر دلگیر ما

ما خراب از زهد گردیدیم ساقی همّتی

سبحه را گل کن به می خواهی اگر تعمیر ما

بعد مردن از هوای سرو بالای کسی

طوق قمری می‌شود هر حلقهٔ زنجیر ما

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
  2. شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا
  3. شمارهٔ ۱۳همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را
  4. شمارهٔ ۱۴پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا
  5. شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  6. شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
  7. شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  8. شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.