پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۰

چشمش از یک نگاه کشت مرا

این بلای سیاه کشت مرا

صبر از آه یک نفس نکند

دل بی‌صبر آه کشت مرا

روز و شب بر در تو می‌آیند

رشک خورشید و ماه کشت مرا

شکوه کردم برش ز حال تباه

او به حال تباه کشت مرا

بر سرم لشکری نتاخته است

شاه مژگان‌سپاه کشت مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا
  2. شمارهٔ ۱۳همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را
  3. شمارهٔ ۱۴پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا
  4. شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  5. شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
  6. شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  7. شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما
  8. شمارهٔ ۱۹درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.