پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴

دل ز رنج سفر عشق خراب است مرا

چشم چون آبله زین راه پر آب است مرا

الله الحمد که بر رغم حریصان جهان

در نظر سر به سر این بحر سراب است مرا

شب هجران تو در گریه چو شمعم سرگرم

با چنین حال کجا فرصت خواب است مرا

بوسه‌ای دادی و انداز رمیدن کردی

ای دغاباز مرو با تو حساب است مرا

می‌کنم جزوکشی پیش ادیب عشقت

در بغل از دل صدپاره کتاب است مرا

دود آه جگر من نشود کم یا رب

که خوشاینده‌تر از بوی کباب است مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶خوگر وصل چه داند غم مهجوری را
  2. شمارهٔ ۷چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا
  3. شمارهٔ ۸کی دلِ خشنود می‌باید مرا
  4. شمارهٔ ۹بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما
  5. شمارهٔ ۱۰چشمش از یک نگاه کشت مرا
  6. شمارهٔ ۱۱کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
  7. شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا
  8. شمارهٔ ۱۳همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.