پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

۳۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ خون ناحق ریختن از بس که باشد کار او
  2. شمارهٔ ۳۰۲ سحر طپیده به خون از بهار خندهٔ تو
  3. شمارهٔ ۳۰۳ سرو آمد به سلام قد تو
  4. شمارهٔ ۳۰۴ به دل هست بار غمم زان مثابه
  5. شمارهٔ ۳۰۵ گشای از دل من گر چو کوکنار گره
  6. شمارهٔ ۳۰۶ واه چه خوش چشمی بت من واه واه
  7. شمارهٔ ۳۰۷ تا شدم لای خوار میخانه
  8. شمارهٔ ۳۰۸ گرچه شد از عشق حال من تباه
  9. شمارهٔ ۳۰۹ گشته تا پیدا ازن رخسار گلگون آبله
  10. شمارهٔ ۳۱۰ مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی
  11. شمارهٔ ۳۱۱ من کیستم به بند محبت فتاده‌ای
  12. شمارهٔ ۳۱۲ ای دل نشود رفع ملالی که تو داری
  13. شمارهٔ ۳۱۳ به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی
  14. شمارهٔ ۳۱۴ ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی
  15. شمارهٔ ۳۱۵ نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا
  16. شمارهٔ ۳۱۶ واه گه در دست من افتاد نگار عجبی
  17. شمارهٔ ۳۱۷ از درد نهان من چه پرسی
  18. شمارهٔ ۳۱۸ به بوسه‌ای من ازان لب نمی‌شوم راضی
  19. شمارهٔ ۳۱۹ ای دل هزار حیف ز جانانه غافلی
  20. شمارهٔ ۳۲۰ به شادی خوگری کیفیت غم را چه می‌دانی
  21. شمارهٔ ۳۲۱ ای محبت جسم و جانم سوختی
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ای مرا با تو آرزومندی
  23. شمارهٔ ۳۲۳ دل مهیا نموده برپایی
  24. شمارهٔ ۳۲۴ مستانه گر از خانه برون تاخته باشی
  25. شمارهٔ ۳۲۵ یا رب بسی کشیدم آزار زندگانی
  26. شمارهٔ ۳۲۶ چو گرم دادن دشمنام دیگران باشی
  27. شمارهٔ ۳۲۷ داریم زخم‌خوردهٔ تیغ بتان دلی
  28. شمارهٔ ۳۲۸ گیرم که جمله من جگر و دل شود کسی
  29. شمارهٔ ۳۲۹ دلا سودا به زلف دلبران از سادگی کردی

متن اشعار به نقل از گنجور.