پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۰۶

واه چه خوش چشمی بت من واه واه

گوشهٔ چشمی به ما هم گاه گاه

کرد کلفت کی برد از خاطرم

او که روی خود نشوید ماه ماه

در زنخدانش دلم کورانه رفت

من به او هرچند گفتم چاه چاه

از تف دل آب در چشمم نماند

کار با آه است اکنوان آه آه

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۰۸گرچه شد از عشق حال من تباه
  2. شمارهٔ ۳۰۹گشته تا پیدا ازن رخسار گلگون آبله
  3. شمارهٔ ۳۱۰مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی
  4. شمارهٔ ۳۱۱من کیستم به بند محبت فتاده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۱۲ای دل نشود رفع ملالی که تو داری
  6. شمارهٔ ۳۱۳به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی
  7. شمارهٔ ۳۱۴ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی
  8. شمارهٔ ۳۱۵نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.