پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۰۸

گرچه شد از عشق حال من تباه

ذره‌ای حاصل نکردم انتباه

گرچه می‌پرسد ز حالم دیر دیر

حق تعالی دارد او را دیرگاه

او که می‌خندد به خار و خس چو گل

وانمی‌گردد به من واحسرتاه

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱۰مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی
  2. شمارهٔ ۳۱۱من کیستم به بند محبت فتاده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۱۲ای دل نشود رفع ملالی که تو داری
  4. شمارهٔ ۳۱۳به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی
  5. شمارهٔ ۳۱۴ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی
  6. شمارهٔ ۳۱۵نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا
  7. شمارهٔ ۳۱۶واه گه در دست من افتاد نگار عجبی
  8. شمارهٔ ۳۱۷از درد نهان من چه پرسی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.