پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۱

من کیستم به بند محبت فتاده‌ای

دل داده‌ای به مردن خود دل نهاده‌ای

جان کنده‌ای به حسرت شیرین‌تبسمی

محنت‌کشی به طالع فرهادزاده‌ای

در چارسوی عشق خریدار مفلسی

تاب و توان صبر به تاراج داده‌ای

از سر گذشته سوختهٔ داغ عاشقی

چون شمع بهر کشته‌شدن ایستاده‌ای

آینده لخت پیش به زور جنون به عقل

با عشق بزم همچو کمان کباده‌ای

صد چاک سینه کرده‌ای از خنجر الم

درهای غم به روی دل خود گشاده‌‌ای

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱۳به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی
  2. شمارهٔ ۳۱۴ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی
  3. شمارهٔ ۳۱۵نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا
  4. شمارهٔ ۳۱۶واه گه در دست من افتاد نگار عجبی
  5. شمارهٔ ۳۱۷از درد نهان من چه پرسی
  6. شمارهٔ ۳۱۸به بوسه‌ای من ازان لب نمی‌شوم راضی
  7. شمارهٔ ۳۱۹ای دل هزار حیف ز جانانه غافلی
  8. شمارهٔ ۳۲۰به شادی خوگری کیفیت غم را چه می‌دانی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.