پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲۰

به شادی خوگری کیفیت غم را چه می‌دانی

دلت تریاکی سور است ماتم را چه می‌دانی

وفا ورزیدم و هرگز نمی‌خوانی سگ خویشم

تو ای شوخ پری‌رو قدر آدم را چه می‌دانی

مرا همدم جگرداری کنی تعلیم معذوری

جگرپردازی اشک دمادم را چه می‌دانی

گهی از چرب نری این دل مجروح مژگان را

همین زخمی توانی کرد مرهم را چه می‌دانی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۲ای مرا با تو آرزومندی
  2. شمارهٔ ۳۲۳دل مهیا نموده برپایی
  3. شمارهٔ ۳۲۴مستانه گر از خانه برون تاخته باشی
  4. شمارهٔ ۳۲۵یا رب بسی کشیدم آزار زندگانی
  5. شمارهٔ ۳۲۶چو گرم دادن دشمنام دیگران باشی
  6. شمارهٔ ۳۲۷داریم زخم‌خوردهٔ تیغ بتان دلی
  7. شمارهٔ ۳۲۸گیرم که جمله من جگر و دل شود کسی
  8. شمارهٔ ۳۲۹دلا سودا به زلف دلبران از سادگی کردی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.