پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۰

مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی

به هر کوچه رسوا تو کردی تو کردی

مرا سر به صحرا تو دادی تو دادی

مرا دشت‌پیما تو کردی تو کردی

شکیب از دل من تو بردی تو بردی

درین شهر یغما تو کردی تو کردی

به جانم نکرداست چرخ این ستم‌ها

به جانت که اینها تو کردی تو کردی

به دل‌های پرخون به جان‌های محزون

ستم بی‌محابا تو کردی تو کردی

بسی اهل اسلام را گبر و ترسا

به زلف چلیپا تو کردی تو کردی

دلا گر زیان بینی از من نرنجی

به آن زلف سودا تو کردی تو کردی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱۲ای دل نشود رفع ملالی که تو داری
  2. شمارهٔ ۳۱۳به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی
  3. شمارهٔ ۳۱۴ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی
  4. شمارهٔ ۳۱۵نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا
  5. شمارهٔ ۳۱۶واه گه در دست من افتاد نگار عجبی
  6. شمارهٔ ۳۱۷از درد نهان من چه پرسی
  7. شمارهٔ ۳۱۸به بوسه‌ای من ازان لب نمی‌شوم راضی
  8. شمارهٔ ۳۱۹ای دل هزار حیف ز جانانه غافلی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.