پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۸

به بوسه‌ای من ازان لب نمی‌شوم راضی

به جرعه زان چه غبغب نمی‌شوم راضی

به وصل دوست گر آن‌گونه دشمنم به فراق

که از مفارقت تب نمی‌شوم راضی

هزار شب گذراندم به درد و داغ فراق

من از وصال به یک شب نمی‌شوم راضی

مرا به لطف زبانی چه می‌بری از راه

که نارسیده به مطلب نمی‌شوم راضی

ز بیم اینکه ادیب توام رقیب شود

ز رفتن تو به مکتب نمی‌شوم راضی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۰به شادی خوگری کیفیت غم را چه می‌دانی
  2. شمارهٔ ۳۲۱ای محبت جسم و جانم سوختی
  3. شمارهٔ ۳۲۲ای مرا با تو آرزومندی
  4. شمارهٔ ۳۲۳دل مهیا نموده برپایی
  5. شمارهٔ ۳۲۴مستانه گر از خانه برون تاخته باشی
  6. شمارهٔ ۳۲۵یا رب بسی کشیدم آزار زندگانی
  7. شمارهٔ ۳۲۶چو گرم دادن دشمنام دیگران باشی
  8. شمارهٔ ۳۲۷داریم زخم‌خوردهٔ تیغ بتان دلی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.