پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۰۲

سحر طپیده به خون از بهار خندهٔ تو

دریده جامه گل از خارخار خندهٔ تو

کند ز ابر سیاه برق جلوهٔ دیگر

زیاده شد ز مسی اعتبار خندهٔ تو

بخند ای سحر وصل خوش به گریهٔ سرد

شب فراق مرا انتظار خندهٔ تو

چه شد که چهرهٔ ما گشته زعفران زاری

کنیم خنده که آید به کار خندهٔ تو

کنم به بزم تو از رشک پاک مژگان را

که گریه را نکنم شرمسار خندهٔ تو

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۰۴به دل هست بار غمم زان مثابه
  2. شمارهٔ ۳۰۵گشای از دل من گر چو کوکنار گره
  3. شمارهٔ ۳۰۶واه چه خوش چشمی بت من واه واه
  4. شمارهٔ ۳۰۷تا شدم لای خوار میخانه
  5. شمارهٔ ۳۰۸گرچه شد از عشق حال من تباه
  6. شمارهٔ ۳۰۹گشته تا پیدا ازن رخسار گلگون آبله
  7. شمارهٔ ۳۱۰مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی
  8. شمارهٔ ۳۱۱من کیستم به بند محبت فتاده‌ای
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.