پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱

ای هر سر موی تو رگ جان دل ما

شیرازهٔ اوراق پریشان دل ما

ناکرده به گلشن به گریبان گل عیشی

صد خار غم آویخت به دامان دل ما

چسبان نشود بر تن ما جامهٔ شادی

تا هست غمت دست و گریبان دل ما

صد سلسله از زور جنون پاره نمودیم

تا زلف تو شد سلسله‌جنبان دل ما

دل‌ نام عزیزی که تو بردی به اسیری

خوارش نکنی جان تو و جان دل ما

غارتگری آغاز نمودند چو ترکان

بردند نخستین سر و سامان دل ما

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳نکشد یار از غرور مرا
  2. شمارهٔ ۴دل ز رنج سفر عشق خراب است مرا
  3. شمارهٔ ۵نمک خوان دل فگاران است
  4. شمارهٔ ۶خوگر وصل چه داند غم مهجوری را
  5. شمارهٔ ۷چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا
  6. شمارهٔ ۸کی دلِ خشنود می‌باید مرا
  7. شمارهٔ ۹بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما
  8. شمارهٔ ۱۰چشمش از یک نگاه کشت مرا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.