پرش به محتوای اصلی
نسیمی

نسیمی

غزلیات

۲۹۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ عقل را سودای گیسوی تو مجنون می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۲۲ صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
  3. شمارهٔ ۱۲۳ عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانند
  4. شمارهٔ ۱۲۴ آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
  5. شمارهٔ ۱۲۵ عابدان حق سجود قبله رویت کنند
  6. شمارهٔ ۱۲۶ سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
  8. شمارهٔ ۱۲۸ صور دمم تا همه بی جان شوند
  9. شمارهٔ ۱۲۹ حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
  10. شمارهٔ ۱۳۰ قمر از روی تو دارد خبری، می‌گویند
  11. شمارهٔ ۱۳۱ قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
  12. شمارهٔ ۱۳۲ آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  13. شمارهٔ ۱۳۳ بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  14. شمارهٔ ۱۳۴ نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  15. شمارهٔ ۱۳۵ آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
  16. شمارهٔ ۱۳۶ گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  17. شمارهٔ ۱۳۷ شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
  18. شمارهٔ ۱۳۸ به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
  19. شمارهٔ ۱۳۹ مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
  20. شمارهٔ ۱۴۰ مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید
  21. شمارهٔ ۱۴۱ بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید
  22. شمارهٔ ۱۴۲ آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
  23. شمارهٔ ۱۴۳ کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
  24. شمارهٔ ۱۴۴ جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  25. شمارهٔ ۱۴۵ ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
  26. شمارهٔ ۱۴۶ شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
  27. شمارهٔ ۱۴۷ روشن است این و راست می‌گوید
  28. شمارهٔ ۱۴۸ کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  29. شمارهٔ ۱۴۹ مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  30. شمارهٔ ۱۵۰ در خرابات عشق وقت سحر
  31. شمارهٔ ۱۵۱ دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  32. شمارهٔ ۱۵۲ ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  34. شمارهٔ ۱۵۴ رق منشور است انسان، رق نگر
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  36. شمارهٔ ۱۵۶ اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ تکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
  39. شمارهٔ ۱۵۹ بر سینه من ناوک مژگان زده‌ای باز
  40. شمارهٔ ۱۶۰ بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
  41. شمارهٔ ۱۶۱ زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
  44. شمارهٔ ۱۶۴ باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
  45. شمارهٔ ۱۶۵ رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
  46. شمارهٔ ۱۶۶ می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
  47. شمارهٔ ۱۶۷ صراحی می‌زند هردم انالحق
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
  49. شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضل‌الله نعیمی تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
  50. شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضل‌الله نعیمی دولت وصل تو را یافته‌ام در کپنک
  51. شمارهٔ ۱۷۱ ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
  52. شمارهٔ ۱۷۲ این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
  53. شمارهٔ ۱۷۳ در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال
  54. شمارهٔ ۱۷۴ خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
  57. شمارهٔ ۱۷۷ لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
  58. شمارهٔ ۱۷۸ صورت رحمان من آن روی نکو دانسته‌ام
  59. شمارهٔ ۱۷۹ من به توفیق خدا، ره به خدا یافته‌ام
  60. شمارهٔ ۱۸۰ تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌ام

متن اشعار به نقل از گنجور.