پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

ای ز آفتاب رویت روز جهان منور

وی از نسیم زلفت کون و مکان معطر

سنبل به دور مویت در نار و نار در دل

مه در زمان حسنت بر خاک و خاک بر سر

ای کرده از رخت رو خورشید و مه به هر کو

وز سنبلت به هر سو آواره مشک و عنبر

ای از بهشت رویت فردوس یک خطیره

وی از شراب لعلت یک شربت آب کوثر

ای جمله آیت حق خال و خط تو مطلق

وی صورت الهی، وی رحمت مصور

مشنو که دیده باشد چشم زمانه چون تو

سیمین بدن نگاری پاکیزه جسم و جوهر

عکسی ز شمع رویت بر آسمان گر افتد

روح الامین ز بهرش بر آتش افکند پر

ای بر سمن نهاده خال تو نقطه جان

وی گشته زلف مشکین گرد رخت مدور

مهر رخ چو ماهت جان پرور است زانرو

نام رخت نهادم خورشید ذره پرور

ای صورت خدایی، جام خدا نمایی

جامی نه کان به صنعت جم سازد و سکندر

ای روز و شب همیشه، استاده و نشسته

نقش تو در ضمیرم، روی تو در برابر

سودای زلفت، ای جان، سری است آسمانی

بیرون نمی توان برد آن را به بازی از سر

(چون زلف عنبرینت در آفتاب گردش

کو حلقه ای که دارد خورشید و ماه بر در)

سودای زلفت آتش در مجمر دلم زد

ترسم که سر برآرد دودی ز جان مجمر

زین سلطنت چه بهتر در عالم ای نسیمی

کز خاک پای فضلت بر سر نهادی افسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
  2. شمارهٔ ۱۶۱زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
  3. شمارهٔ ۱۶۲ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
  4. شمارهٔ ۱۶۳ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
  5. شمارهٔ ۱۶۴باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
  6. شمارهٔ ۱۶۵رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
  7. شمارهٔ ۱۶۶می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
  8. شمارهٔ ۱۶۷صراحی می‌زند هردم انالحق
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.