پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش

دست ما و دامن دردی کشان جرعه نوش

ای مخالف چند باشی منکر عشاق مست

سر توحید از نی و چنگت نمی آید به گوش

ای که می گویی بپوش از روی خوبان دیده را

هیچ شرم از روی خوبانت نمی آید خموش

ما صلاح خویش را در شاهد و می دیده ایم

بعد از این، این مصلحت بین در صلاح خویش کوش

زاهدت نام است و داری در میان خرقه لات

روی سوی حق کن، ای گندم نمای جوفروش

ای دل عارف ز بیداد رقیبانش منال

احتمالش باید از نیش، آن که دارد میل نوش

ای صبا داری نسیم جعد گیسویش مگر

کاین چنین مست و پریشان کرده ای ما را به بوش

تا غم سودای چشمت با دلم شد همقرین

می کشندم چون سر زلف تو از مستی به دوش

همچو عارف در حقیقت پخته و کامل شوی

گر چو می یکدم برآری در خم میخانه جوش

گرچه امشب نیز هستم در پریشانی، ولی

بی سر زلفت شبی نگذشت بر من همچو دوش

هرکه را دادند از این می چون نسیمی جرعه‌ای

تا ابد مست حقیقت گشت و رفت از عقل و هوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
  2. شمارهٔ ۱۶۷صراحی می‌زند هردم انالحق
  3. شمارهٔ ۱۶۸ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
  4. شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیتا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
  5. شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضل‌الله نعیمیدولت وصل تو را یافته‌ام در کپنک
  6. شمارهٔ ۱۷۱ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
  7. شمارهٔ ۱۷۲این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
  8. شمارهٔ ۱۷۳در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.