پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال

جز تو نقشی در خیالم صورتی باشد محال

هست با عشقت مرا پیوند جانی تا ابد

جاودان زان با توام هرجا که هستم در وصال

جان من با مهر رویت الفتی دارد چنان

کز وجود خویش و از کون و مکان دارد ملال

دارم از خورشید رویت آتشی در جان و دل

وز خیال نقش ابروی تو هستم چون هلال

قامت سرو گل اندام تو در باغ بهشت

بشکند بازار طوبی را به حد اعتدال

آرزومند جمال کعبه وصل ترا

آتش شوق تو در جان خوشتر از آب زلال

واقف سر «سواد الوجه فی الدارین » هست

هر که این معنی بجست از ابجد آن زلف و خال

پیش رخسارت گل از شرم آب گردد در زمان

گر کنی عزم گلستان با چنین حسن و جمال

آفتابی شد نسیمی در هوای او بلی

ذره را خورشید سازد همت صاحب کمال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
  2. شمارهٔ ۱۷۶بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
  3. شمارهٔ ۱۷۷لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
  4. شمارهٔ ۱۷۸صورت رحمان من آن روی نکو دانسته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۷۹من به توفیق خدا، ره به خدا یافته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۸۰تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۱نظر برداشت از من تا حبیبم
  8. شمارهٔ ۱۸۲من شاهباز زاده شاه شریعتم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.