فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
- شمارهٔ ۲ صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را
- شمارهٔ ۳ می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
- شمارهٔ ۴ بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را
- شمارهٔ ۵ در عالم توحید چه پستی و چه بالا
- شمارهٔ ۶ این حضور عاشقان است، الصلا
- شمارهٔ ۷ - ستایش فضلالله نعیمی ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
- شمارهٔ ۸ آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
- شمارهٔ ۹ ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
- شمارهٔ ۱۰ تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
- شمارهٔ ۱۱ ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
- شمارهٔ ۱۲ ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
- شمارهٔ ۱۳ ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
- شمارهٔ ۱۴ ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
- شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضلالله نعیمی ای رموز لوح رویت عنده امالکتاب
- شمارهٔ ۱۶ ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
- شمارهٔ ۱۷ چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
- شمارهٔ ۱۸ ای صفات تو عین موجودات
- شمارهٔ ۱۹ زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
- شمارهٔ ۲۰ ای کعبه جمال توام قبله صلات
- شمارهٔ ۲۱ اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
- شمارهٔ ۲۲ مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
- شمارهٔ ۲۳ هیچ میدانی که عالم از کجاست؟
- شمارهٔ ۲۴ عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
- شمارهٔ ۲۵ زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
- شمارهٔ ۲۶ سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
- شمارهٔ ۲۷ امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
- شمارهٔ ۲۸ من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
- شمارهٔ ۲۹ گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
- شمارهٔ ۳۰ ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
- شمارهٔ ۳۱ گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
- شمارهٔ ۳۲ مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
- شمارهٔ ۳۳ سلطان غمت را دل پردرد مقام است
- شمارهٔ ۳۴ مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
- شمارهٔ ۳۵ نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
- شمارهٔ ۳۶ منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
- شمارهٔ ۳۷ بخت ابد یار آن که با تو قرین است
- شمارهٔ ۳۸ عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
- شمارهٔ ۳۹ چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
- شمارهٔ ۴۰ ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
- شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گمکردهراهان مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
- شمارهٔ ۴۲ تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
- شمارهٔ ۴۳ آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
- شمارهٔ ۴۴ چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
- شمارهٔ ۴۵ ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
- شمارهٔ ۴۶ مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
- شمارهٔ ۴۷ بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
- شمارهٔ ۴۸ الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
- شمارهٔ ۴۹ لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
- شمارهٔ ۵۰ غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
- شمارهٔ ۵۱ مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
- شمارهٔ ۵۲ خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
- شمارهٔ ۵۳ جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
- شمارهٔ ۵۴ جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
- شمارهٔ ۵۵ هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
- شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
- شمارهٔ ۵۷ حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
- شمارهٔ ۵۸ نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
- شمارهٔ ۵۹ خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
- شمارهٔ ۶۰ آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
متن اشعار به نقل از گنجور.