پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ای کعبه جمال توام قبله صلات

حسن رخ تو داده به خورشید و مه زکات

ذرات کاینات به مهر تو قایمند

چون عالم صفات که قایم بود به ذات

ادراک حسن روی تو خفاش کی کند

ای آفتاب روی تو مستجمع صفات

روشن شد اینک روی تو در لات دیده اند

آنان که در کنشت پرستیده اند لات

از نازکی رخ چو مهت بر بساط حسن

لیلاج عقل را به دو منصوبه کرده مات

در کاینات غیر تو کس را وجود نیست

ای یافته وجود به ذات تو کاینات

شرک است در طریق حقیقت دویی، ولی

ما خضر تشنه ایم و تویی چشمه حیات

دم درکش از بیان لب لعلش ای خرد

کافزون ز وسع کوزه بود دجله و فرات

زلفش به راستی شب قدر است و راست است

گر خوانمش به وجه دگر لیلة البرات

آن کو زفضل حق چو نسیمی به حق رسید

شمع هدایت آمد و پروانه نجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
  2. شمارهٔ ۲۳هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
  3. شمارهٔ ۲۴عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
  4. شمارهٔ ۲۵زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
  5. شمارهٔ ۲۶سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
  6. شمارهٔ ۲۷امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
  7. شمارهٔ ۲۸من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
  8. شمارهٔ ۲۹گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.