پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات

رخ تو آینه رونمای عالم ذات

به حق سبعه رویت که سوره کبراست

که عید اکبرم این است و بهترین صلوات

کمال حسن رخت قابل نهایت نیست

چرا که لایتناهی بود جمیع صفات

سجود قبله روی تو می کند دل من

صلوة دایمم این است و قبله گاه صلات

ز لام و بی لبت یافتم حیات ابد

که آب خضر همین شربت است و عین فرات

دلی که کشته رویت نشد بدان حی نیست

چگونه زنده توان بود بی وجود حیات

تو شاه عرصه حسنی و هر که دید رخت

به یک پیاده حسن رخ تو شد شهمات

زهی ز حسن رخت عید ماه نو کرده

سواد زلف تو روشن شبی سیاه برات

به مصر جامع رویت گزاردم جمعه

زهی حلاوت ایمان و طعم قند ونبات

خیال روی تو را عابدی که قبله نساخت

ز عابدان مشمارش که می پرستد لات

کسی که جان چو نسیمی فدای روی تو کرد

سواد نامه اعمال او بود حسنات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
  2. شمارهٔ ۲۲مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
  3. شمارهٔ ۲۳هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟
  4. شمارهٔ ۲۴عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
  5. شمارهٔ ۲۵زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
  6. شمارهٔ ۲۶سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
  7. شمارهٔ ۲۷امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
  8. شمارهٔ ۲۸من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.