پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

زلف تو شب قدر من و روی تو عید است

وز زلف تو اندیشه ادراک بعید است

ابروی تو هریک مه عید است از آنرو

در عالم از ابروی تو پیوسته دو عید است

تا روی تو را دیده ام ای ماه دل افروز

روزم همه چون طالع و بخت تو سعید است

هرگز نفسی در دو جهان شاد مبادا

آن دل که ز درد تو به درمان نرسیده است

خالی نبود تا ابد از نور تجلی

آن را که به رخسار تو بینا شده دیده است

رخصت ندهد عقل اگر خوانمت انسان

انسان خداروی، بدینسان که شنیده است

دانی که ز عالم که برد دین به سلامت

آن دل که به کفر سر زلفت گرویده است

تا قبله عشاق تو از روی تو شد راست

چون طاق دو ابروی تو محراب خمیده است

تا وصف رخت در قلم آورد نسیمی

خط بر ورق حسن رخ ماه کشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
  2. شمارهٔ ۲۸من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
  3. شمارهٔ ۲۹گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
  4. شمارهٔ ۳۰ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
  5. شمارهٔ ۳۱گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
  6. شمارهٔ ۳۲مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
  7. شمارهٔ ۳۳سلطان غمت را دل پردرد مقام است
  8. شمارهٔ ۳۴مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.