پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است

«رب انزلنی » بیان آن مبارک منزل است

گرچه دل در زلف خوبان بستن از دیوانگی است

عاشقی کو دل در آن زنجیر بندد عاقل است

عقد گیسویت به آسانی نگردد حل از آنک

معنی ای محکم دقیق و عقده ای بس مشکل است

صورت حق آن که می گوید که روی خوب نیست

چشم حق بین نیست او را، دعوی او باطل است

با لبت گفتم که خواهم داد روزی جان به تو

روز آن آمد بگو با لب که جان مستعجل است

در سواد ظلمت زلف تو هست آب حیات

آن که می گوید نه، حیوان است و حیوان غافل است

غوطه خور در بحر عشقش تا به دست آری گهر

در نصیب آن نشد کو بر کنار ساحل است

ای خیالت کرده روشن خانه چشمم، بلی

هرکجا محفل بود روشن به شمع محفل است

در طریق کعبه وصل تو اهل شوق را

غم رفیق و زاد ره خونابه و دل محمل است

حاصلی ما را نشد جز عشق جانان در جهان

عشق جانان هر که را حاصل نشد بی حاصل است

ای نسیمی صورت حق بسته بین بر آب و گل

تا ببینی صورت حق بسته بر آب و گل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
  2. شمارهٔ ۳۵نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
  3. شمارهٔ ۳۶منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
  4. شمارهٔ ۳۷بخت ابد یار آن که با تو قرین است
  5. شمارهٔ ۳۸عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
  6. شمارهٔ ۳۹چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
  7. شمارهٔ ۴۰ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
  8. شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهانمسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.