پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

ساقی سیمین برم جام شراب آورده است

آب گلگون، چهره آتش نقاب آورده است

چشم خونبارم مدام از شوق یاقوت لبش

(همچو ساغر در نظر لعل مذاب آورده است)

(نرگس شهلاش در سر فتنه ای دارد عجب)

کز می حسن این چنین مستی و خواب آورده است

مسکن اهل دل امشب چون چنین شد دلفروز

گرنه زلفش در دل شب آفتاب آورده است

عشق خوبان زاهد سالوس می گوید خطاست

خواجه بین کز بهر من فکر صواب آورده است

تا به دور چشم مست یار بفروشد به می

بر در میخانه مولانا کتاب آورده است

ای بسا خلوت نشین را بر سر بازار عشق

موکشان آن طره پرپیچ و تاب آورده است

پرده پرهیزگاران پاره خواهد شد، یقین،

از می ای کان غمزه مست و خراب آورده است

آمد از میخانه پیغامم که پیر می فروش

باده صافی تر از یاقوت ناب آورده است

شمع اگر واقف نگشت از سوز جان ما چرا

آتش غم در دل و در دیده آب آورده است؟

ای عنان دل ز دستم رفت بازآ کز غمت

صبر و هوشم رفت و جان پا در رکاب آورده است

چون به از نظم نسیمی گوهر یکدانه نیست

جوهری باری چرا در خوشاب آورده است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
  2. شمارهٔ ۴۳آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
  3. شمارهٔ ۴۴چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
  4. شمارهٔ ۴۵ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
  5. شمارهٔ ۴۶مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
  6. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  7. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  8. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.