پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست

خوشنود شو بدانچه مراد و رضای اوست

تن در جفای او نه و از غم مدار باک

کاین غصه و جفا همه عین وفای اوست

قدر قدر چه داند و قاضی هر قضا

آن دل که او نه قابل قدر و قضای اوست

دنیی و دین برای وصالش دهیم و جان

زانرو که دل ز جمله صلاحی برای اوست

فوتی نمی شود اگرش جان فدا کنم

چون جان بود یکی، صد از این جان فدای اوست

چندین بلا ز قامت و بالای پر بلاش

گر می رسد به جان بکشم چون بلای اوست

راهم نمای ای دل! اگر رهبری مرا

تا بگذرم از آنکه نه میل و هوای اوست

بر گرد گرد دامن مردی اگر رسم

جان ها بها دهم که دلم بی بهای اوست

ای غم! دگر به سوی نسیمی گذر مکن

کاین حجره های جان و دلش، خاصه جای اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
  2. شمارهٔ ۴۸الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
  3. شمارهٔ ۴۹لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
  4. شمارهٔ ۵۰غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
  5. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  6. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  7. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  8. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.