پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست

مرد حق بین معنی سر خدا داند که چیست

گمرهی کز خط وجه دوست، روی حق ندید

شرح بیست و هشت و سی و دو کجا داند که چیست

همچو ما سبع المثانی از کتاب روی یار

هر که خواند معنی این آیه ها داند که چیست

هر که از شق القمر پی بر صراط الله نبرد

سوی خط کی ره برد یا استوا داند که چیست

آنچه ما از فی و ضاد و لام حق دانسته ایم

در تصوف صوفی صاحب صفا داند که چیست

چین زلف عنبرینت حلقه دام بلاست

بسته زنجیر، قدر این بلا داند که چیست

در میان جان ما و زلف عنبر بوی یار

نیست اسراری که آن باد صبا داند که چیست

سلسبیل و کوثر لعلش هر آن کو نوش کرد

چون نسیمی لذت جام بقا داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  2. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  3. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  4. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  5. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  6. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  7. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  8. شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.