پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست

ناز و نعیم هر دو جهان بی تو هیچ نیست

هر کام و ذوق و عشرت و عیش و طرب که هست

ای آرزوی جان من، آن بی تو هیچ نیست

فردوس و حور بی تو نخواهم که پیش من

جنات عدن و حور و جنان بی تو هیچ نیست

تاج قباد و ملک سلیمان به نیم جو

چون حاصل زمین و زمان بی تو هیچ نیست

باغ بهشت و سایه طوبی کجا برم

کآن ها به چشم زنده دلان بی تو هیچ نیست

هیچ است بی وجود وصال تو هر دو کون

یعنی وجود کون و مکان بی تو هیچ نیست

صهبای کوثر از لب رضوان به بزم خلد

ای نوش لعل پسته دهان، بی تو هیچ نیست

در باغ چشمم آب روان می رود ولی

ای سرو ناز آب روان بی تو هیچ نیست

بگذر ز نام و نفی نشان کن نسیمیا

چون نیستی تو، نام و نشان بی تو هیچ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  2. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  3. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  4. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  5. شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
  6. شمارهٔ ۶۱ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
  7. شمارهٔ ۶۲دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
  8. شمارهٔ ۶۳خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.