پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست

مباز عشق به بازی، که عشق، بازی نیست

دلا بسوز ز عشقش چو شمع و جان بگداز

که کار عشق بجز سوز و جانگدازی نیست

طهارتی که نسازی به خون دل، می دان

که در شریعت صاحبدلان نمازی نیست

متاب روی ز خدمت که بر در محمود

طریق بنده مخلص بجز ایازی نیست

نمی خورد غم حالم چنین که می بینم

طبیب درد مرا عزم چاره سازی نیست

به جور و عشوه و نازم چه می کشی هردم

که گفت یار مرا رسم دلنوازی نیست

به خاک پاک شهیدان عشق خونریزت

که هرکه پیش تو خود را نکشت غازی نیست

وصال زلف تو خوشتر ز عمر جاویدان

که بر سر آمده عمری بدین درازی نیست

به دولت غم عشق رخت نسیمی را

نظر به سلطنت از روی بی نیازی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  2. شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
  3. شمارهٔ ۶۱ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
  4. شمارهٔ ۶۲دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
  5. شمارهٔ ۶۳خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
  6. شمارهٔ ۶۴هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
  7. شمارهٔ ۶۵ای سایه الهی ظل همای زلفت
  8. شمارهٔ ۶۶ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.