پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت

وی ظلمت شب شمه ای از زلف سیاهت

صد سینه به سودای تو خون شد چو زلیخا

صد یوسف صدیق فرو رفته به چاهت

تا خاک کف پای تو در دیده کشد مهر

افتاده به پیشانی و رو بر سر راهت

بی جرم و گناه ار بکشی خلق جهان را

ای لطف الهی نبود هیچ گناهت

خورشید و مه و زهره که شاهان جهانند

بر مسند خوبی همه نازند به جاهت

ای صورت زیبای تو خود آیت رحمان

از چشم بدان باد نگهدار الهت

می سوز نسیمی و مزن آه، مبادا

تیره شود آن آینه ماه ز آهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج
  2. شمارهٔ ۶۹سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح
  3. شمارهٔ ۷۰می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
  4. شمارهٔ ۷۱رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
  5. شمارهٔ ۷۲ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
  6. شمارهٔ ۷۳تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
  7. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
  8. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.