پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج

نوش کن شربت ماء العنب از جام زجاج

ساقیا دردسری می دهدم رنج خمار

باده پیما که به یک جرعه بسازیم علاج

بر بناگوش تو آن خال سیه دانی چیست؟

ز آبنوسی است یکی نقطه بر آن تخته عاج

به تو محتاجم و روزی ز غلامان می پرس

صورت حال گدایان به سلطان محتاج

هندویی سنبل مشکین تو از هر طرفی

دید و بر گردن مشک ختن آورد خراج

تا شرف یافت ز خاک سر کوی تو سرم

به سر کوی تو سوگند، ندارم سر تاج

دیده بحر است و در آن بحر نسیمی غواص

غرقه خواهد شدن ار بحر برآرد امواج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
  2. شمارهٔ ۷۱رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
  3. شمارهٔ ۷۲ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
  4. شمارهٔ ۷۳تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
  5. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
  6. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
  7. شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
  8. شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.